X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

خشایارشا، شاه هخامنشی و عشق او به برادرزاده اش!

جمعه 20 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 14:20

گروهی از پان ایرانیستها از سر تعصب احمقانه خشیارشا چهارمین یا شاید بتوان گفت پنجمین شاه هخامنشی را «خشایارشای بزرگ» مینامند!! هر چند فساد این شاه خیلی زیادتر از این حرفهاست ولی در اینجا یک نمونه از فساد موجود در دربار هخامنشیان را ببینید:



«هرودوت» در کتاب نهمش گوید:

 خشیارشا از زمانی که از یونان برگشت در سارد اقامت داشت و در اینجا عاشق زن زیبای «ماسیس تس» برادر خود شد، ولی هر چند در مهرورزی خود پای فشرد، زن روی مساعدی نشان نداد و خشیارشا هم به ملاحظه برادر به زور متوسل نشد.بالاخره به نظر خشیارشا چنین رسید که اگر دختر برادر را برای پسرش داریوش بگیرد به زن برادر خود نزدیکتر و مورد توجه او واقع خواهد شد. پس چنین کرد و پس از جشن عروسی به شوش بازگشت و در آنجا دختر برادرش را به قصر خود احضار کرد زیرا در این زمان از مادر وی منصرف و عاشق خود او (یعنی دختر برادرش) شده بود!

 روزی ملکه ،آمس تریس، همسر خشیارشا پارچه هایی رنگارنگ به دست خود بافته لباس گرانبهایی برای شاه تهیه کرد و خشیارشا آن را پوشیده نزد آرتااینت،عروس و برادرزاده اش، رفت. سپس موقعی که فریفته دلرباییهای این زن بود ، بدو گفت از من چیزی بخواه تا هر چه خواهی بدهم. زن هم ابتدا از شاه قسم گرفت که آنچه بخواهد بدهد و سپس لباس شاه را طلب کرد!  شاه در موقعیت بدی قرار میگرفت چون ممکن بود ملکه که قبلا هم به رفتار او مظنون شده بود پی به ماجرا برد. پس از زن خواهش کرد که چیز دیگری از جواهرات یا سرداری لشکری بخواهد ولی هیچیک از این وعده ها آن زن را راضی نکرد! پس شاه مجبور شد به قول خود عمل کند!

 بزودی ملکه آگاه شد که لباس را آرتااینت میپوشد و فکر کرد که این مسئله را مادر آرتااینت بوجود آورده است. پس صبر کرد تا موقع جشن تیکتا ،یعنی جشن تولد شاه، شد ؛که در این روز شاه سر خود را با عطریات میسایید و عطایای زیاد به پارسیها میداد و شاه در این روز نمیتوانست خواهش پارسیان را رد کند. ملکه آمس تریس از شاه، زن برادرش ماسیس تس، را خواست تا به او تسلیمش کند. البته اینبار هم تلاش خشیارشا برای تغییر دادن نظر ملکه بیفایده بود! خشیارشا زن برادر را به ملکه سپرد و از برادر خواست که آن زن را فراموش کند و در عوض دختر شاه را بگیرد.برادرش قبول نکرد و شاه به خشم آمده گفت: حالا نه دختر من را داری نه زنت را.

 در زمانی که خشیارشا با با برادر در بحث بود ملکه قراولان شاهی را خواسته امر کرد زن ماسیس تس را گرفته ، سینه هایش را بریده پیش سگ بیندازند و بعد گوش و بینی و لبان او را بریده به خانه بازگرداندند.

  نتیجه این ماجرا قیام ماسیس تس شد که خشیارشا لشکری را برای دستگیری او پسرانش راهی کرد و آنها را کشت.

 

آیا چنین پادشاهی لایق احترام است؟

نظرات (7)
چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 17:44
قشنگ بود دستت درد نکنه
شنبه 4 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 19:56
na pas mohammade bache baz ke ba arosesham ezd karde layeghe ehterame
پاسخ:
حضرت محمّد(ص) که کلّ خاندان هخامنشی شما، خاک پای او هم نیستند، از این جهت قابل احترام است که امثال تو، فقط با تهمت و افترا و چنین سخنان باطلی می توانند با ایشان مخالفت کنند.

اگر حضرت محمّد(ص) شخصیت قابل احترامی نداشت، که تو مجبور نبودی برای محکوم کردن اون حضرت، بهشون تهمت بزنی.
یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 00:26
....
پاسخ:
فرمایشتان واضح نیست! من فقط چهارتا نقطه می بینم!
یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 00:29
خیلی برات متاسفم تو لایق نژاد ایرانی نیستی بهت توصیه میکنم بیشتر مطالعه کنی چون خشایارشا بزرگ شایسته احترام و عشقه ، و تو نمیتونی تاریخ رو تحریف کنی.
پاسخ:
اولاً بنده زیاد در بند نژاد نیستم و تو هم در مقامی نیستی که بگی من لایق چی هستم و لایق چی نیستم.

اگر نژاد ایرانی داشتن یعنی جرثومه ی فسادی چون خشیارشا را شایسته احترام و عشق دانستن، پس نژاد ایرانی داشتن برابر با مفهوم بسیار زشتی خواهد شد.

این من نیستم که تاریخ را تحریف می کنم، سخن من مستند به سند تاریخی است و برایش سند ذکر کرده ام: تاریخ هرودوت، کتاب نهم.

مشکل امثال شما اینه که چشمتونو به روی حقایق بسته اید نازنین!
سه‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:27
سلام اقای مسلمان ایرانی
عالیییییییییییییییی!
پاسخ:
سلام. از لطفتون ممنونم.
جمعه 28 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 09:55
پسند پسند پسند
مسلمان ایرانی دمت گرم
شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 13:04
aaaaaalllllliiii.damet garm
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد