X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 22:36

سلام. امروز میخواهیم به بخشی از شبهات بیدینها بپردازیم، که در دفاع از خود و بیان جایگزینی برای دین مطرح مینمایند.

 یکی از سفسطه‌های معمول بیدینها و بیخدایان این است که میگویند که ما به جای دینگرائی سراغ انسانگرایی و خردگرایی میرویم. اما آیا این ادعا درست است؟

 خب بیایید به بررسی ابعاد خردگرایی این افراد، بپردازیم. من در زیر چند مثال از یکی از سردمداران بیخدایی و اسلامستیزی را برایتان میاورم:  

خردگرائی و انصاف

 

 یک انسان خردگرا باید دارای انصاف باشد و در ضدیتهای و طرفداریهایش با عدالت و بیطرفانه برخورد کند. مثلا این افراد بیدین اگر واقعا بیدین هستند چرا فقط با اسلام به جنگ میپردازند؟

در یکی از سایتهای بیخدا و اسلامستیز که مدام سعی میکند مسلمانان را جنایتکار جلوه دهد در پاسخ به این سؤال که چرا به جنایات پیروان دینهای دیگر نمیپردازید؟ اینگونه پاسخ داده شده است: 

ما بیطرف و بیغرض نیستیم و کاملا مغرض و هدفمند عمل میکنیم. این تارنما برای نشان دادن چهره زشت و خوی بربریت و توحش وافر اسلام و اسلامگرایان و نشان دادن خرافی و باطل بودن باورهای آنان تلاش میکند اهداف این تارنما را میتوانید در برگبطور کامل بررسی کنید، بنابر این تارنمای ما بسیار مغرض و هدفمند است.

مبارزه با اسلامگرایی یک حرکت جهانی است و بطوری سازمانیافته و دقیق برنامه ریزی میشود

خب حالا بیایید همین جملات را بررسی کنیم:

- آیا یک موجود خردمند از سر غرض سخن میگوید؟

- آیا یک انسان خردمند گروهی از انسانها را بخاطر طرز فکرشان وحشی مینامد؟

- آیا این انسان خردمند نمیداند که اسلام کمتر از هر دین دیگری در خرافات فرورفته است که حال بین خرافات این همه دین تحریف نشده آمده گریبان خرافات موجود در اسلام(!) را گرفته است؟

- آیا یک انسان خردگرا نمیداند که تجزیه و تحلیلی که فاقد بیطرفی لازم باشد ارزشی ندارد؟  

خردگرایی و تحمل مخالف  

 جالبه که همین نویسندۀ فوق الذکر وقتی یکی از مخاطبینش با رنگ سبز برایش پیام گذاشته بود به او گفته بود دیگر اینکار را نکن وگرنه از گفتگوداتکام اخراجت میکنم!!! اینهمه نفرت از رنگ سبز برای چیست: 

 یه بار دیگر هم بهت گفتم با این سایز و این رنگ ننویس، این دیگه خیلی چیز ساده ایه، چجوری بایت برایت توضیح بدم که اینرو قشنگ متوجه بشی؟ این آخرین هشدارت هست، من میدونم هدفت چیه، دوست داری یکجوری رفتار کنی که از تارنما اخراج شی، بعد به دلیل عقده های روانی و کمبودهای درونیت بهت احساس شهید شدن دست میده فکر میکنی در راه اسلام جانت رو از دست دادی و شاد میشی، این مسئله رو هم با روانپزشکت در میون بگذار.( 02-14-2007, 07:44 PM

 میبینید که استفاده از رنگ سبز در یک پیام آن هم در یک سایت گفتگو(!) چگونه خشم این آقا را که هر جا میرود فقط دم از خرد میزند را برمینگیزد و بخاطر یک رنگ چقدر به این شخص توهین میکند.

همچنین ساعتها بحث و گفتگو با این افراد، به من نشان داده است که این افراد به هیچ وجه قادر به تحمل افراد مؤمن نیستند و معمولا با تمسخر و توهین سعی در راندن دینداران از تالارهای بحث و گفتگو دارند.

 از سوی دیگر اگر روزی در بین این گروه از افراد نکته‌ای مثبت و نیکو از اسلام یا دینداری را مطرح کنیم فوری سعی میکنند با تمسخر یا بیان شبهات سخن ما را بی‌اثر کنند. 

خردگرائی و ادب 

 یکی از نشانه های خردمندی مؤدب بودن است. در همین دو مثال که از این آقای بیخدا زدم عدم وجود ادب و تربیت در این فرد را میبینیم. متأسفانه بخاطر حفظ حرمت وبلاگ نمیتوانم نمونه‌های بیشتری از فحشهای جنسی و ناموسی این افراد را به مسلمانان و پیامبران و معصومین و حتی خدا(!)، برای روشن شدن ذهن مخاطبین مثال بزنم، ولی فقط اینرا بگویم که این افراد آنقدر در این وبلاگ فحش دادند و توهین کردند که مجبور شدم نظرات وبلاگ را ببندم. 

خردگرایی و منطق 

 یکی دیگر از نشانه‌های خردگرا بودن اینستکه فرد خردگرا، سفسطه نمیکند و جعل سند و دروغ در کارش پیدا نمیشود، حال آنکه هر کسی این وبلاگ را خوانده باشد در بین شبهات اسلامستیزان میتواند دهها مورد دروغ، سفسطه و جعل سند را ببیند.

 

جمع بندی

 

با توجه به آنچه گذشت باید بپذیریم که افراد بی‌دین و بی‌خدا برعکس ادعایشان نه تنها خردگرا نیستند بلکه به علت اینکه رفتارهای بی‌ادبانه و به دور از انصاف و سفسطه‌گرانه برخلاف انسانیت است، باید بگوییم که انسانگرا هم نیستند. 

پاسخ به سفسطه‌ها 

 به هر روی بی‌خدایان در سفسطه‌های خود سعی میکنند، با هزار دوز و کلک، بگویند که سکولاریسم با اخلاقیات در تعارض نیست و حتی دینداران را محکوم میکنند که اگر دستور دین نبود اینها اخلاقیات را رعایت نمیکردند!!!

 در پاسخ به این سفسطه‌ها، میگوییم که سخن این افراد مثل اینستکه در روشنایی روز ادعا کنند که شب است. در حالی که افراد سکولار، بی‌دین و بی‌خدا تا خرخره در بی‌اخلاقی و فساد فرو رفته‌اند، این ادعای پوچ هیچ اثری در ما ندارد، ما چیزی که هویدا و اظهر من الشمس است را بخاطر این سفسطه‌ها رد نمیکنیم. 

در پایان به این افراد میگویم که اگر شما خردمند بودید دین را رها نمیکردید. 

پاسخ به جوابیه:

از سوی سایتی که دو بند از مطالب آن را آوردیم، جوابی به ما داده شده است که بنده جواب نویسنده را به اختصار آورده و  پاسخ میگویم. 

ایشان میفرمایند که بیشتر مردم ایران مسلمانند و لذا باید بر ضد اسلام سخن بگوییم و انرژیمان را صرف سایر مکاتب نمیکنیم!

پاسخ: نخیر دوست عزیز، دروغ میگویید. دشمنی شما با اسلام یخاطر دشمنی با جمهوری اسلامی است. از این گذشته ما این همه هم میهن مسیحی، کلیمی و زرتشتی داریم. چرا به فکر آگاه کردن(!) آنها نیستید؟ از این گذشته شما اگر هدفتان فرار از خرافات بود این مکاتب و همچنین مکتب خودتان(سکولاریسم و آتئیسم) سرشار کژفکری و خرافات است. شما خود را یخاطر فرار از دین خردگرا مینامید در حالی که جهان را فاقد خالق میدانید و این با عرض پوزش، کاملا احمقانه است. من استدلالات شما و دوستانتان را در سایتهای ز، د، س و ا خوانده ام و فقط میتوانم بگویم غیرعقلانی است. شما اگر قصد مبارزه با خرافه را دارید تفکر خود در مورد منشأ جهان را اصلاح بفرمایید. 

ایشان در ادامه نقد غرای خود میفرمایند خردمند هم مغرضانه سخن میگوید و بعد هم منرا محکوم میکند که در مورد اسلام بیطرف نیستم!

پاسخ: نخیر دوست عزیز، من کاملا بیطرف هستم وگرنه چه نیازی بود سخنان غیرمنطقی شما را مطالعه کنم. شما از سوی ما احساس خطر میکنید من که از سوی شما احساس خطر نمیکنم. من فقط برای این سخنان شما را میخوانم که با نظر مخالفین آشنا شوم. گاهی هم تحت تأثیر قرار میگیرم ولی افسوس که خرد و اندیشه به سرعت مشت شما و سفسطه‌هایتان را برایم میگشایند. نخیر دوست عزیز من کاملا بیطرف هستم و اگر روزی به عدم حقانیت اسلام پی ببرم در همین وبلاگ آنرا اعلان خواهم کرد. 

ایشان سپس دست به دامن سفسطه میشوند و در مورد سؤال من که: آیا یک انسان خردمند گروهی از انسانها را بخاطر طرز فکرشان وحشی مینامد؟ میفرمایند ایا شما به تفکرات ادمخواران احترام میگذارید؟!!

پاسخ: دوست سفسطه‌گر، آدمخواران بر مبنای ایدئولوژی به خوردن انسانها نمیپردازند آنها به این عمل خو گرفته‌اند. هر چند کاهنانشان هم این عمل را تأیید میکنند ولی بیشک آنها به حکم یک ایدئولوژی به خوردن انسانها نمیپردازند و اینکار را از والدینشان میاموزند.(در واقع آنها گوشت هر چیزی را میخورند و برای خوردن انسان ممنوعیتی ندارند و این هم در بین آنها یک عرف است نه یک مسئلۀ شرعی!) شما فراموش کردید که آنها برای غیر خود هیچ حقی قائل نیستند ولی اسلام حقوق زیادی برای اهل کتاب قائل است و حتی اگر از آنها جزیه میگرفت به جای خمس و زکاتشان بود و از این گذشته این جزیه از مالیاتی که آنها به حکومتهایشان میدادند کمتر بود. در ضمن حکومتهای مسلمان به آنها حق تبلیغ کیش خود را داده بودند.

کاملا آشکار است که اگر شماها در ایران سر کار بیایید همان بلایی را به سر مسلمانان میاورید که اتاترک به سر مسلمین ترکیه اورد و بلکه بدتر؛ پس خواهشا ادعای مفت نفرمایید. اینکه شما هنوز مجالی برای وحشیگری نیافته‌اید دلیل بر درستکاری شما نیست. راستی چرا از حکومت بیخداها در شوروی یادی نمیکنید؟رهبر فقیدتان(!) استالین را که دین را تریاک میدانست و وحشیگریهایش را چرا ذکر نمیکنید؟

از این گذشته مگر ایدئولوژی اسلام چه میگوید؟ وحدانیت خدا، اعتقاد به قیامت و نبوت پیامبر خدا. اینها اصول است ما این اصول را با دلایل محکم میپذیریم و شبهات شما را نیز پاسخ میگوییم. سپس با توجه به حقانیت اصول فوق احکام اسلام را میپذیریم. در مورد تاریخ اسلام هم بیشتر آنچه شما میگویید سفسطه و تحریف تاریخ است و ما به همگی دیر یا زود پاسخهای دندانشکن خواهیم داد.

 از این گذشته سخنان اسلام به یهودیت و مسیحیت بسیار نزدیک است چرا یکبار برای نمونه آنها را وحشی ننامیدید؟ 

ایشان در ادامه منرا محکوم میکنند که به جای نقد نوشته ها اشخاص را نقد میکنم.

پاسخ: اول اینکه تهمت است.دوم هم اینکه در آرشیو موضوعی روی «پاسخ به شبهات» کلیک کنید تا پاسخ نوشته هایتان را هم ببینید. پاسخ بقیه را نیز به زودی میدهم.ان شاء الله. 

ایشان سپس بحث رنگ سبز که در بالا امد را وسط کشیده میفرمایند: بحث  سر رنگ سبز نبوده و همه باید از رنگ مشکل استفاده کنند و به هر کس خلاف این عمل کند تذکر میگیرد.

پاسخ: نخیر دروغ میگویید. اول اینکه رنگ و فونتی که در سایتتان ممنوع است قرمز زخیم است که مخصوص مدیران سایتتان است و در مورد بقیه ممنوعیتی نیست. دوم اینکه چرا الان به کسانی که از رنگهای مختلف استفاده میکنند تذکر نمیدهید. سوم اینکه شما به آن نوشته نگاه کنید تا ببینید این یک تذکر است یا یک فحشنامه! 

پس از این سخنان ایشان میفرمایند که چرا قایم شدی(چرا در سایت گفتگوی ما مطلب مینویسی ولی خودت را نشان نمیدهی)

پاسخ: قرار نیست هر کاربری خودش را معرفی کند. دیدید که دوستی به نام سعید از جولای 2006 در سایت شما ثبت نام کرده بود و پریروز اولین پست خود را در سایت قرار داد. از این گذشته شما با امثال آقای فاتح که با شما بحث میکردند چه کردید؟ همین الان با مسلمانان فعال چگونه رفتار میکنید؟ نخیر شما اگر قصد گفتگو دارید منرا در جای دیگری ببینید و با هم بحث کنیم. شما در سایتتان  برای مسلمین هیچ حرمتی قائل نیستید و توهین به عقاید و مقدسات آنها را آزاد میدانید در یک کلام شما ارزش بحث و گفتگو را ندارید  

در مورد این سخن من که گفتم: یخاطر فحاشی کامنتها را بستم ایشان با کنایه منرا محکوم به ترس میکنند!

پاسخ: خود شما چرا کاربرانی که فحاشی میکنند(آنهم با فحشهای بسیار مؤدبانه‌تر!!) را اخراج میکنید؟ از این گدشته من تازه دوهفته است که کامنتها را بسته‌ام چرا قبلش برایم کامنت نمیگذاشتید ... اصلا بگذارید ببینم، نکنه اون کسی که مدام با اسمهای مختلف فحش میداد شما بودی؟! 

ایشان در ادامه میگویند این که کسانی به اسم ما در سایت شما فحش میدهند دلیل بر بی‌ادب بودن ما نیست. از این گذشته برخی مسلمانان هم به ما فحش میدهند.

پاسخ: سفسطه میکنید شما خود شخصا بارها به اسلام و مسلمین فحش دادید ولی چون این فحاشیها برایتان عادیست و کسی هم حق اعتراض ندارد برایتان بیانشان عادیست. سایت شما مملو از توهین است. شما چگونه اینقدر راحت حاشا میکنید؟؟

 در مورد مسلمانانی که توهین میکنند هم اولا خیلی غلط میکنند(اگر خودم هم باشم همینطور!) طرز فکر ما توهین را مردود میداند ولی طرز فکر شما تأییدش میکند. از این گذشته حق دارند زیرا شما بیشتر به آنها توهین میکنید تا انها به شما. ضمن اینکه فحشهای آنها با فحشهای جنسی و ناموسی شما قابل مقایسه نیست. از این گذشته هم دروغ میگویید زیرا شما آنها را فوری اخراج میکنید فقط یک مسلمان در سایت شما فحش داده و آنهم آقای ز بود که تمام پستهایش را پاک کردید و دو پستی هم که با آن تاپیک را آغاز کرده بود و قابل حذف نبود را نیز خالی کردید آنهم فقط بخواطر یک پست حاوی فحش! اینقدر وحشت از یک کاربر برای چیست؟ 

ایشان در ادامه سخن من در مورد فحاشی دوستانشان به خدا را دروغ پنداشته و میگویند فحش جنسی به خدا خیلی باید جالب باشد

پاسخ: خب همفکران شما هستند و ادعای خرد میکنند دیگر! چکارشان میتوان کرد؟ وقتی فحش به خدا میدهند من هم بازگو میکنم. 

ایشان در نهایت در پاسخ به جمله آخر من میفرمایند شما اگر خرد داشتید بیدین میشدید!!

پاسخ: باشد! پس با این حساب معلوم شد که منظور شما از خرد، حماقت است!! مگر میشود این جهان به این عظمت را بیهدف بدانم که بیدین شوم؟ 

به هر حال از آنجا که این وبلاگ، محل مناظره نیست به شبهات بعدی این فرد در مورد این پست، پاسخ نمیگویم. از ایشان دعوت میکنم که یک آیدی معرفی کند تا با هم بحث کنیم(در یاهو)

 

خب لازم میدانم به آخرین پاسخهای این مخاطب سکولار و خردگرا(!!!) خیلی گذرا پاسخ دهم: 

فرموده‌اند مخاطبین من گوسفندند، پس لابد خودشان هم گرگ تشریف دارند!

فرموده‌اند من چوب لای چرخ خردگراییشون میکنم که باید اصلاح کنم که من چوب لای چرخ بیخردی آنها میکنم

فرموده‌اند یکی از خرافات موجود در آتئیسم را بگو! چه خرافه ای احمقانه تر از فاقد ناظم و خالق دانستن این جهان عظیم؟ اصلا چه کسی به شما فکر و قوای تعقل داده تا بخواهی راهی را برگزینی و راهی را رها کنی؟ چه خرافه ای بالاتر از اینکه شما ابتدا منافع پست دنیوی خودتان را هدف میگیرید و سپس بر مبنای آن ایدئولوژی مناسب که همان مکتب کثیف سکولاریسم است را برمیگزینید؟

فرموده‌اند از دمی تفکر میترسم که باید عرض کنم ماجرا برعکس است، شما وجود تفکر را ندارید.

فرموده‌اند ما همگی روزی مثل شما شیعه بودیم! من هم عرض میکنم گویا بیخدایان مقطوع النسل هستند زیرا ما با هر بیخدا و بیدینی که حرف میزنیم خودش مسلمانزاده بوده، روزی حافظ قرآن بوده و یک مشت از این خالیبندیها. میپرسم ماتریالیستها از آنهمه سال پیش تا به حال حتی یک بچه هم نداشته اند؟ میگویید اونهایی که در ایران بودند را حکومت میگرفت آنها که در خارج بودند چطور؟

فرموده‌اند منظورم از آدمخوار این بود که شما هم حیوانات را برای خدا سر میبرید! باید عرض کنم که این سخن از عدم آگاهی دائمی شماها برمیخیزد وگرنه هر کسی میداند که این گوشتها بین فقرا و یتمیان تقسیم میشوند.

فرموده‌اند شما بیخدایان را کمونیست میدانید(در مورد شوروی) من هم باید بگم که شما بهتر است جای مغلطه و سفسطه تسلیم حقیقت شوید، همه میدانند که گردانندگان کمونیست شوروی، بیخدا بودند.

فرموده‌اند در مورد رنگ سبز برو فلان پست را ببین من هم میگویم یک پست برایم دلیل نیست. خودتان را گول میزنید نه من را! شما به رنگ نوشته ها اهمیت نمیدهید. اون کسی هم که این گیرو داده بود شما نبودی بلکه همونی بود که پیشنهاد کرده به من جواب بدید.

فرموده‌اند توهینهای ما به خدا را بیاورید من هم عرض میکنم که به بخش دفتر سایت منحوستان بروید و توهین و حتی فحش جنسی به خدا را ببینید. باید حتما نام ببرم؟ خب من مثل شما دهن دریده نیستم که هر چیزی را بگویم یا در این وبلاگ بنویسم.

فرموده‌اند نه من وقت دارم پاسخت را بدهم نه اصلا اهمیتی دارد من هم میگویم پس شما بیخود کردید که شروع به پاسخگویی به من نمودید.

فرموده‌اند یاهو ناامن است(!!) بیایید پالتاک! اول اینکه یاهو اگر خطرناک باشد برای کسانی خطرناک است که مقیم ایرانند نه امثال تو که در آنسوی جهان قرار داری دوم اینکه پالتاک را هم به روی ایرانیان بسته اند.

خب فکر میکنم تا همینجا هم پاسخ به این بیخدای کوچولو شأن ما را پایین آورده. از این به بعد جواب ایشان خاموشیست.(قصد توهین ندارم ولی ایشان در پاسخهای ثانویۀ خود نشان داده است که ادب بحث و گفتگو را ندارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
آمار سایت